نامه 1 - تاریخ: 1403/3/25 ساعت: 18:31
تودر گذشته ای یا در آیندهکه هیچ گاه نیافتمتتنهادر لابلای نوشته هادر نداشته هایمو در آنجا که هیچ نبودخواستمتکاش بیایی و بنویسیکه کلماتآین آرامش بودنت راکمی لمس کنم. Adblock test (Why?)
اسطوره - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 9:03
هرکسی ممکن است در زندگی از شخص یا اشخاصی برای خود بت بسازد.گاهی این بت را بدون اینکه بفهمیم میسازیم.شاید ناشی از کمبودهای ما باشد،نه به معنای منفی!منظورم از کمبود،آرزوها و نداشته هایمان است.گاهی هم فقط او را دیده ایم،و نیاز به پرستش داریم.شاید بهتر از او را برای پرستش نیابیم. غرض از این گفته ها اینک...
دلم گرفته از این افکار نجاتم بده - تاریخ: 1396/9/19 ساعت: 9:08
در پارک نشسته بودیم.آجیل و چیپس و پفک میخوردیم و دور هم میگفتیم و میخندیدیم.همینطور که به اطراف نگاه میکردم،مادر و پسری را دیدم که از راه سنگفرش وسط پارک رد میشدند.پسرک لاغر بود،با شلواری قرمز و تی شرتی که در نور کم رنگش مشخص نبود.چیزی که در ظاهرش جلب توجه میکرد،کلاه روی سرش،ماسک روی دهانش،و صورت کش...
من اشتباه کردم.من نباید اشتباهم را تکرار کنم.من باید به خودم برگردم. - تاریخ: 1396/9/19 ساعت: 9:08
الان که دوباره شک مثل خوره به جونم افتاده و هیچکس هم نمیخواد درک کنه یا حتی وقتی به وضوح میگم دلم میخواد چی بشنوم هیچکس محض رضای خدا نمیاد اون چیزی که دلم میخواد بشنوم رو بگه،بعضی چیزا خیلی به نظرم مضحک میرسن. اگر قبول نشم،نمیدونم به کجا میرسم از دیوانگی.ولی میدونم که دیگه حتی دلم نمیخواد ادای قوی ب...
به روزهای خوب برمیگردیم،اگر خدا بخواهد! - تاریخ: 1396/9/19 ساعت: 9:08
هرموقع دلم پر بوده،فکرم مشغول بوده،یا مثلا از جایی یا کسی ناراحت بودم اومدم اینجا نوشتم.البته هیجاناتم،خوشحالی هایی که نمیتونستم با کسی قسمتشون کنم رو هم نوشتم!ولی خب الان اومدم بگم این روزها حس میکنم زندگی داره به سمت بهتر شدن پیش میره.انشالله که خیلی خوب بشه.برای همه،برای خانوادم،برای دوستام،برای ...
یا زنگی زنگ،یا رومی روم... - تاریخ: 1396/9/19 ساعت: 9:08
کاش کاملا یه طرفی بودم.جدیدن فهمیدم که در مقابل اینوریا اونوری ام و در مقابل اونوریا اینوری!هیچکدومو کاملا قبول ندارم و در عین حال بقا رو میخوام،و برای بقا باید در یکی از این دو دسته بگنجی! بدترین اتفاق اینه که ایمان و اعتقاد یکیو ازش بگیری.من که از بعد اون نتونستم به هیچی دیگه انقدر اعتماد داشته با...
اولین باری که اسمی از اون نیس :) - تاریخ: 1396/9/19 ساعت: 9:08
تو آدم خیلی خوبی هستی که هر بار می بینمت و باهات صحبت میکنم بیشتر حس میکنم که حیفی برای این بلاهایی که داری سر خودت میاری.آدمای دوروبرت،کارایی که میکنی،جاهایی که میری... خودتو حیف کردی!کاش بس میکردی.کاش سر عقل میومدی.من تمام تلاشمو تا جایی که میتونستم کردم،حتی اگر ازم رنجیدی!بیشتر از اون کاری از دست...
داره میباره بارون و تو نیستی - تاریخ: 1396/9/19 ساعت: 9:08
یه عاشق چیزی جز عشق تو سرش نیست یه عاشق فکر سود و ضررش نیست همه خوب و بد قصه شو میخواد یه عاشق نگرون آخرش نیست یه عاشق مثل من مبهوت یاره دلش تو سینه دائم بیقراره یه عاشق مثل من خوشبخته با عشق کنارت راضیه از هر چی داره از عشق تو بیتابم از عشق تو مجنونم ناشکری نکن عشقم ناشکری نکن جونم پیشت گم کرده قلب...
یادت نره - تاریخ: 1396/9/19 ساعت: 9:08
یادت نره در اوج اینکه ناراحتی و حس میکنی بهت بی توجهی شده،روت رو برنگردوندی و خودت پیشقدم شدی دوباره.یادت نره که دلت اجازه نداد بی محلی کنی،اجازه نداد پیام ندی تا خودش پیام بده،اجازه نداد بد باشی.وقتی که متن هاش شاید تا حدی کنایه آمیزه،وقتی شاید حضورت تو زندگیش زیادی شده،بازم تو دلت طاقت نیاورد و نخ...
قوی تر از همیشه به پیش.وقتی این بنده ی خوب خدا میگه درست میشه،ینی درست میشه! - تاریخ: 1396/9/19 ساعت: 9:08
یادم رفته بود که آخرین بار اینجا چی نوشتم.الان اومدم خوندمش و دیدم چقد وقتی یه تصمیمی میگیرم ناخودآگاه به همون سمت میرم حتی اگه خودم حس نکنم. من واقعا نمیخوام آدم بدی باشم،نمیخوام خودمو واسه کسی بگیرم،نمیخوام مغرور باشم ولی دلمم نمیخواد وقتی دارم خالصانه واسه یکی مایه میذارم اون احساس کنه وظیفمه یا ...
B-) - تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 1:48
حدود سه روز مونده تا اعلام نتایج.خدا کنه خوب بشم!همین! یه اراده قوی و یه کار سخت!تا پایان این فصل تمومش میکنم.انشالله.منم یه روز این دو سه تا کاری که دوست دارمو میکنم!
... - تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 4:31
یک چیزی از آندری تارکوفسکی خواندم: امروز مادرم را به خاک سپردیم.حالا دیگر به طور کامل بی دفاع شده ام.هیچ کس مرا چنان دوست نخواهد داشت. با دیدن فیلم های تارکوفسکی همیشه از نظر احساسی یخ زده ام.هیچ حسی-احساساتی که به نظر من پایه های زندگی هستند و جهان بدون آنها جایی برای زندگی کردن نیست-از فیلم هایش ن...
می نویسم یادم بمونه! - تاریخ: 1396/5/4 ساعت: 15:04
دیشب قول به خودم دادم که کاری رو انجام بدم،کامل کامل.و هرطور که هست به پایان ببرمش،نگم انگیزه ندارم یا امکاناتش نیست یا خسته شدم یا.... و واقعا اون کار سخت رو تا آخر انجام دادم.هرجایی که احساس بی انگیزگی کردم واسه خودم انگیزه ایجاد کردم.هرجا که نگاهم به آخر مسیر افتاد و حس کردم اووووه چقدر راه مونده
مشکلات این روزها :))))) - تاریخ: 1396/4/30 ساعت: 1:34
یه بارم قبل کنکور از ستاد داشتیم رد میشدیم،من برای اولین بار جرئت کردم و با صدای بلند فکر کردم و با اشاره به دانشکده پزشکی گفتم:دانشکدمون! الان نمیدونم چی میشه.رتبه سه رقمی؟چهاررقمی؟زیر2000؟مثه پارسال؟بدتر از پارسال؟نمیدونم واقعا.ولی الان دیگه تجربه ی همه چیو دارم.تجربه ی کنکوری بودن،تجربه ی حس گند
حس عجیب - تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 16:58
خیلی خنده داره وقتی بهم میگن به نتیجه فکر نکن.من اصلا نمیتونم به چیز دیگه ای فعلا فکر کنم!همه ی ذهنم درگیرشه.یه احساس غربت عجیبی دارم.دلایلش: 1.اونی که باید این مدت اهمیت میداد و نداد.سرگرم کار دیگه ای بود!نمیشه از آدما توقع داشت...ولی خیلی بهتر میشد اگر اون توجه میکرد.اون دفعه ای که توجه کرد خیلی خ
لیسانس زندگی-بی نهایت واحد - تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 16:58
درس اول:هیچوقت،هیچوقت،هیچوقت دیگر برای جمع کاری نکن. درس دوم:به هیچکس کاری نداشته باش و سرت به کار خودت باشد.خودت را برای همه بگیر،و خودت را از همه بالاتر ببین.به هرکس دوست داشتی کنایه بزن،و همیشه مغرور باش.هیچوقت به کسی حسرت یا غبطه نخور چون تو از همه بهتری.درس سوم:لزومی ندارد با کسانی که دوست ندار
هرکی هرچی میخواد بگه،چه اهمیتی داره وقتی این کلمات انقدر آرامش بخشن؟ - تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 20:03
فان مع العسر یسرا ان مع العسر یسرا
داوطلبین گرامی!سال کنکور شما به پایان رسیده است... - تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 20:03
کنکور هز بین فینیشد!تموم شد! نه چندان خوشحالم،نه چندان ناراحت!فقط حس تموم شدن دارم+خودمو آماده کنم حتی اگه خواستم یه سال دیگه بشینم،خدایی نکرده.من توکل کردم به خدا،امیدوارم جوابمو بده،جواب مثبت! :)) اینم متنی که دیشب تو رختخواب نوشتم،وقتی از شدت استرس خوابم نمیبرد!: شب کنکور ساعت حدود یک بامداد جمعه
چالش...تناقض - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 17:40
واقعا گاهی میمونم بین اینکه سعی کنم خالصانه خوب باشم،یا منفعت خودمو فقط در نظر بگیرم.درواقع بیشتر وقتا اینطوریه که قرار نیست چیزی به ضرر کسی بشه،و اگرم اون اتفاق بیفته چیزی به نفع من نمیشه.تو این مواقع اولین چیزی که دلم میخواد اینه که آآآآرهههه برو این کارو بکن،خوبی کن و سعی کن خالصانه هرچه در طبق ا
به وقت خیالات شبانگاهی - تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 17:40
میخوام تو رو ببینم نه یکبار نه صدبار به تعداد نفس هام. دردم از یار است و درمان نیز هم و ترس در نهانی ترین زوایای زندگی و هیجان نادانسته ها...